حبیب محمودی چناری، عضو هیئت علمی و مدیرگروه مطالعات ناحیهای پژوهشکده محیطزیست جهاد دانشگاهی، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با اشاره به انتخاب موضوع «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» برای روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶، اظهار کرد: این انتخاب، بخشی از تصویری است که سازمان جهانی گردشگری از آینده این صنعت و ضرورت بازتعریف سازوکارهای آن ارائه میکند.
او افزود: قرار گرفتن تحول دیجیتال، نوآوری، هوش مصنوعی، گردشگری هوشمند، حکمرانی داده، توسعه مهارتها و استفاده اخلاقی از فناوری در کنار یکدیگر در برنامههای سازمان جهانی گردشگری، نشان میدهد که مسئله اصلی، سخن از بازطراحی نظام گردشگری بر اساس قابلیتهای جدید فناوری است.
از دیجیتالیکردن گردشگری تا بازطراحی گردشگری
محمودی چناری با تشریح تفاوت میان «دیجیتالیشدن» و «بازطراحی» گردشگری گفت: در مرحله نخست تحول دیجیتال، هدف عمدتا انتقال فرآیندهای سنتی به محیط دیجیتال بود، رزرو آنلاین، پرداخت الکترونیکی، وبسایتها، اپلیکیشنها، نقشههای دیجیتال و بازاریابی در شبکههای اجتماعی نمونههایی از این روند بودند، اما تحول جدید فراتر از این مرحله حرکت میکند.
او ادامه داد: پرسش امروز دیگر این نیست که چگونه همان فرآیندهای گذشته را با ابزارهای دیجیتال سریعتر انجام دهیم، بلکه باید پرسید اگر قرار بود نظام گردشگری را از ابتدا و با توجه به قابلیتهای هوش مصنوعی، داده و فناوریهای نوین طراحی کنیم، آیا همان ساختارهای گذشته را دوباره میساختیم؟ مفهوم «بازطراحی گردشگری» دقیقا از همین پرسش آغاز میشود.
عضو هیئت علمی پژوهشکده محیطزیست جهاد دانشگاهی تصریح کرد: هوش مصنوعی میتواند از لحظه شکلگیری ایده سفر در ذهن گردشگر تا انتخاب مقصد، طراحی برنامه سفر، رزرو، تجربه مقصد و حتی تحلیل بازخوردهای پس از سفر حضور داشته باشد، بنابراین شاید دقیقتر باشد که بگوییم هوش مصنوعی در حال ورود به معماری گردشگری است.
هوش مصنوعی میتواند دروازه جدید ورود گردشگر به بازار باشد
محمودی چناری با اشاره به نقش هوش مصنوعی در تصمیمگیری گردشگران اظهار کرد: سفر از یک تصمیم آغاز میشود و این تصمیم میتواند تحت تأثیر تصویر، داستان، ویدئو، تجربه دیگران و محتوای دیجیتال شکل بگیرد. در این مرحله نیز الگوریتمها و سامانههای هوشمند میتوانند در شکلگیری انتخاب گردشگر نقش داشته باشند.
او افزود: هوش مصنوعی دیگر به پرسش «کجا بروم؟» پاسخ نمیدهد، بلکه میتواند در شکلگیری پرسشهایی مانند «چرا سفر کنم؟»، «چه تجربهای میخواهم؟» و «کدام مقصد با شرایط و علایق من تناسب بیشتری دارد؟» نیز مؤثر باشد.
این پژوهشگر حوزه مطالعات ناحیهای ادامه داد: گردشگر میتواند نیازها، زمان، بودجه، علایق و محدودیتهای خود را به یک سامانه هوشمند اعلام کند و سیستم بر مبنای این دادهها، مقصد، اقامتگاه، مسیر، جاذبه، رستوران و فعالیتهای متناسب را پیشنهاد دهد. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی میتواند به یکی از دروازههای اصلی ورود گردشگر به بازار گردشگری تبدیل شود.
به گفته او، این تحول برای مقاصد گردشگری اهمیت راهبردی دارد، زیرا در گذشته دیدهشدن یک مقصد بیش از هر چیز به تبلیغات، برند، موقعیت جغرافیایی، شبکه آژانسها و موتورهای جستوجو وابسته بود، اما در آینده، نحوه بازنمایی مقصد در فضای داده و الگوریتمهای هوشمند نیز میتواند بر میزان دیدهشدن آن اثرگذار باشد.
شخصیسازی، آینده طراحی تجربه گردشگری
محمودی چناری شخصیسازی را یکی دیگر از پیامدهای مهم ورود هوش مصنوعی به گردشگری دانست و گفت: در الگوی سنتی، بسیاری از محصولات گردشگری برای گروههای بزرگ و با الگوهای نسبتا استاندارد طراحی میشدند، اما هوش مصنوعی این امکان را فراهم میکند که سفر بر اساس ویژگیها، علایق و شرایط هر فرد یا خانواده طراحی شود.
او افزود: علاقه به میراثفرهنگی، طبیعتگردی، غذا، کشاورزی، تجربههای لوکس یا سفر کمکربن، همراه داشتن کودک یا سالمند و حتی محدودیتهای غذایی میتواند در طراحی تجربه سفر لحاظ شود و به این ترتیب، سفر از یک محصول استاندارد به تجربهای شخصیسازیشده تبدیل شود.
عضو هیئت علمی پژوهشکده محیطزیست جهاد دانشگاهی تصریح کرد: این شخصیسازی تنها به برنامه سفر محدود نمیشود و میتواند انتخاب محل اقامت، رستوران، جاذبه، مسیر، فعالیت، رویداد و حتی زمان مناسب بازدید از یک مکان را نیز دربرگیرد؛ بنابراین مرز میان «برنامهریزی سفر» و «طراحی تجربه» در حال کمرنگشدن است.
بدون اتصال دادهها، گردشگری هوشمند محقق نمیشود
او با تاکید بر اینکه هوشمندسازی گردشگری با افزودن چند اپلیکیشن یا یک چتبات محقق نمیشود، گفت: برای اینکه هوش مصنوعی بتواند واقعا به ارتقای گردشگری کمک کند، دادههای مربوط به بخشهای مختلف این صنعت باید قابلیت ارتباط و تبادل داشته باشند.
محمودی چناری ادامه داد: اطلاعات پرواز، اقامت، حملونقل، جاذبهها، رویدادها، پرداختها، ظرفیت مقصد و رفتار گردشگران، اگر در جزیرههای جدا از یکدیگر باقی بمانند، حتی پیشرفتهترین سامانههای هوش مصنوعی نیز نمیتوانند تصویری کامل و قابل اتکا از سفر ارائه کنند.
او افزود: یکی از چالشهای اساسی گردشگری امروز، جداافتادگی فناوریها، دادهها، رزروها و پرداختها از یکدیگر است و در اینجا مفهوم «دستورکار دیجیتال» اهمیت پیدا میکند؛ زیرا گردشگری هوشمند به معنای شکلدادن به یک اکوسیستم دیجیتال متصل، استاندارد و قابل تعامل است.
مقصد نیز باید بازطراحی شود
این پژوهشگر با تاکید بر ضرورت بازطراحی مقصدهای گردشگری اظهار کرد: مقصد هوشمند صرفا مقصدی نیست که اینترنت، اپلیکیشن یا QR Code داشته باشد، مقصد هوشمند مقصدی است که بتواند از داده برای شناخت بهتر خود، تصمیمگیری دقیقتر و مدیریت مؤثرتر گردشگری استفاده کند.
او توضیح داد: اگر یک مقصد بتواند بهصورت مستمر اطلاعات مربوط به جریان گردشگران، میزان بازدید از جاذبهها، ظرفیت اقامت، ترافیک، مصرف آب و انرژی، شرایط آبوهوایی و الگوهای تقاضا را دریافت و تحلیل کند، مدیریت مقصد از یک نظام واکنشی به سمت نظامی پیشبینانه و یادگیرنده حرکت خواهد کرد.
محمودی چناری افزود: در چنین شرایطی، مدیر مقصد میتواند پیش از شکلگیری ازدحام، افزایش تقاضا یا فشار بر منابع، آن را پیشبینی و برای مدیریت آن اقدام کند؛ همچنین میتوان گردشگران را به سمت مناطق کمتر شناختهشده هدایت کرد، ظرفیت جاذبهها را مدیریت کرد و آثار گردشگری بر منابع طبیعی و زیرساختها را کاهش داد.
گردشگری آینده یک چرخه یادگیرنده است
او با اشاره به نقش دادههای پس از سفر گفت: در الگوی سنتی، سفر با بازگشت گردشگر به خانه تقریبا پایان مییابد، اما در اقتصاد دیجیتال، پایان سفر آغاز مرحله جدیدی از تولید و تحلیل داده است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده محیطزیست جهاد دانشگاهی ادامه داد: عکسها، ویدئوها، نظرات، امتیازها، محتوای شبکههای اجتماعی و بازخوردهای گردشگران، دادههایی تولید میکنند که میتوانند برای شناخت نقاط قوت و ضعف مقصد و طراحی بهتر سفرهای آینده مورد استفاده قرار گیرند.
او تصریح کرد: در نتیجه، چرخه گردشگری آینده را میتوان چنین ترسیم کرد: الهام، تصمیم، انتخاب، برنامهریزی، رزرو، سفر، تجربه، بازخورد، داده، تحلیل، یادگیری و طراحی بهتر سفر بعدی». این چرخه نشان میدهد که گردشگری میتواند به یک نظام یادگیرنده تبدیل شود و همین نقطه، مرز اصلی میان دیجیتالیکردن و بازطراحی گردشگری است.
حکمرانی هوش مصنوعی؛ مسئلهای فراتر از فناوری
محمودی چناری با بیان اینکه هوش مصنوعی همزمان فرصت و چالش ایجاد میکند، گفت: این فناوری میتواند بهرهوری را افزایش دهد، خدمات را شخصیسازی کند، دسترسی کسبوکارهای کوچک به بازار را توسعه دهد، تصمیمگیری مقصدها را دقیقتر کند و به مدیریت پایدار منابع کمک کند، اما در صورت نبود حکمرانی مناسب، میتواند پیامدهای متفاوتی نیز داشته باشد.
او افزود: اگر داده و فناوری عمدتا در اختیار تعداد محدودی از پلتفرمها و شرکتهای بزرگ قرار گیرد، تمرکز قدرت افزایش مییابد و اگر الگوریتمها عمدتا مقصدهای شناختهشده را پیشنهاد دهند، مقصدهای کوچک و نوظهور ممکن است در فضای دیجیتال کمتر دیده شوند.
این پژوهشگر ادامه داد: بنابراین پرسش آینده فقط این نیست که چگونه هوش مصنوعی را وارد گردشگری کنیم، بلکه باید پرسید چه کسانی به داده دسترسی دارند، چه کسانی الگوریتمها را طراحی میکنند، چه مقصدهایی بیشتر دیده میشوند و چه کسبوکارها و جوامعی از اقتصاد جدید گردشگری بهرهمند خواهند شد.
او تاکید کرد: از این منظر، «دستورکار دیجیتال» در کنار هوش مصنوعی اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا مسئله حکمرانی فناوری، دسترسی عادلانه به فرصتها، امنیت داده، اخلاق، مهارت و نحوه توزیع منافع تحول دیجیتال نیز بخشی از این دستورکار است.
فناوری باید در خدمت انسان و مقصد باشد
محمودی چناری با تاکید بر ضرورت انسانمحور بودن تحول دیجیتال در گردشگری گفت: هدف از بازطراحی گردشگری، جایگزینکردن انسان با ماشین نیست بلکه باید از فناوری برای افزایش توانایی انسان، ارتقای کیفیت خدمات، بهبود تجربه گردشگر و افزایش تابآوری و پایداری مقصدها استفاده کرد.
او افزود: کارکنان گردشگری، جوامع محلی، کسبوکارهای کوچک و مقصدهای نوظهور باید در شکلدادن به آینده این صنعت سهم داشته باشند و تحقق این امر نیازمند سرمایهگذاری همزمان در زیرساخت دیجیتال، آموزش و مهارتهای نوین، دسترسی برابر به فناوری و سازوکارهای حکمرانی داده است.
شمول دیجیتال، شرط موفقیت بازطراحی گردشگری
این پژوهشگر حوزه گردشگری و مطالعات ناحیهای با اشاره به اهمیت شمول دیجیتال اظهار کرد: یکی از مهمترین آزمونهای تحول دیجیتال این است که آیا فناوری صرفا به سود مقصدهای بزرگ و کسبوکارهای قدرتمند عمل میکند یا میتواند فرصت دیدهشدن و دسترسی به بازار را برای مناطق کوچک و کمترشناختهشده نیز فراهم کند.
او ادامه داد: یک روستای دورافتاده، مزرعه خانوادگی، اقامتگاه کوچک یا تولیدکننده محلی ممکن است تجربهای منحصربهفرد داشته باشد، اما اگر از محتوای دیجیتال، داده قابل استفاده و مهارت بازاریابی دیجیتال برخوردار نباشد، در دنیای واقعی ارزشمند و در دنیای دیجیتال تقریباً نامرئی باقی بماند.
محمودی چناری تصریح کرد: بنابراین دیجیتالیشدن میتواند دو مسیر متفاوت ایجاد کند، یا شکاف موجود را افزایش دهد یا امکان دسترسی مقصدها و کسبوکارهای کوچک به بازارهای گستردهتر را فراهم کند. تفاوت این دو مسیر نیز به کیفیت سیاستگذاری، زیرساخت، مهارت و نحوه طراحی اکوسیستم دیجیتال بستگی دارد.
مقصد هوشمند؛ داده، تحلیل، تصمیم و یادگیری
او در پایان با تشریح مفهوم مقصد هوشمند گفت: مقصد هوشمند، مقصدی است که بتواند از فناوری برای شناخت، تصمیمگیری و یادگیری مستمر بهره بگیرد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده محیطزیست جهاد دانشگاهی خاطرنشان کرد: در این الگو، داده جمعآوری میشود، به اطلاعات تبدیل میشود، اطلاعات مورد تحلیل قرار میگیرد، تحلیل به تصمیم منجر میشود و نتیجه تصمیم دوباره اندازهگیری و ارزیابی میشود. هوش مصنوعی میتواند در این زنجیره بهعنوان یک لایه تحلیلی و تصمیمیار قدرتمند عمل کند، اما حتی پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی نیز بدون داده باکیفیت، زیرساخت مناسب، استانداردهای مشترک، امنیت داده و نیروی انسانی توانمند نمیتوانند تحول پایدار ایجاد کنند.
محمودی چناری تاکید کرد: آینده گردشگری به ساختن اکوسیستمی وابسته است که برای استفاده مسئولانه، فراگیر و اثربخش از هوش مصنوعی آماده باشد. از این منظر، «بازطراحی گردشگری» پروژهای همزمان در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، انسانی، محیطزیستی و حکمرانی است، پروژهای که میتواند منطق مدیریت مقصد و تجربه سفر را در سالهای پیشرو دگرگون کند.
انتهای پیام/
نظر شما